X
تبلیغات
پهلوان حسین گلزار (کرمانشاهی) - مسابقه با پهلوان یزدی

پهلوان حسین گلزار (کرمانشاهی)

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز -------------- مرده آن است که نامش به نکویی نبرند

مسابقه با پهلوان یزدی

حسین پس از آنکه سرآمد پهلوانان مغرب و جنوب ایران گردید از کرمانشاه به قصد کشتی پهلوانی پایتخت به تهران رفت . پهلوان پایتخت در آن زمان پهلوان یزدی بزرگ بود . حسین آمادگی خود را جهت کشتی با یزدی اعلام می کند و یزدی هم پس از اطلاع حاضر به کشتی با او می شود . علی ای حال دو پهلوان با هم کشتی می گیرند و پس از تلاش بسیار  سرانجام پهوان یزدی عالب می گردد. شرح این کشتی در سایت آفتاب به این شرح آمده است :  

 "حسین تصمیم گرفته بود که درمراسم سلام نوروزی، در سا ل 1251 ( ه— ش) برابربا1291 ( ه— ق) در میدان ارک تهران و در حضور ناصرالد ین شاه، با پهلوان پایتخت کشتی بگیرد . به همین منظور مقدمات سفر به تهران را مهیا نمود و به اتفا ق چند تن از پیش کسوتان و پهلوانان کرمانشاهی، راهی تهران شد .
در میدان ارک تهران غلغله ای بر پا بود مقامات لشکری ،کشوری ودرباری هرکدام جای ویژه خود را داشتند .محلی هم برای مردم عادی در نظر گرفته بودند که توسط ماموران و فراشا ن،احاطه شده بود . شاه نیزدر جا یگاه مخصوص خود، ناظر کشتی آن دو دلاور بود. پهلوان حسین بایال و کوپال رستم گونه اش در حا لی که یک تنکه میخچه سنگین به پا داشت، دربرابرپهلوان یزدی بزرگ، که چون اسفندیار خوش قد وبا لا، بایکصد و هشتاد کیلو وزن، لرزه بر اندام بسیاری از مدعیان پهلوانی میانداخت، ایستاده بود .
کشتی با فرمان شاه آغاز شد . دو پهلوان، پنجه در پنجه همدیگر افکندند. به سان دو کوه از پولاد، درگیر شدند. شور و هلهله ای عجیب میدان ارک را در بر گرفته بود. حسین در تلاش بود تا با فن لنگ کردی، حریف را از جا بکند، اما پهلوان یزدی توانست با اتکا به وزن بالائی که داشت، خود را از دام حسین نجات دهد. این دو حریف قدر، در نبرد با یکدگر از هیچ کوششی فرو گذارنمیکردند. تشویق تماشاچیان اکثرا به نفع یزدی و برعلیه حسین بود. کشتی آندو، زمان زیادی بدرازا کشید . شاه درحالتی سخت عصبانی و نگران، سبیلهای خود را به دندان می گزید و زیر لب می غرید:
پدر سوخته ! عجب پرزور است این کرده !
سرانجام چون کشتی نزدیک به چهار ساعت به طول انجامیدو پشت هیچ کدام بخاک نرسید، داوران مسابقه، کشتی را متوقف وپهلوان یزدی را برنده اعلام کردند .پهلوان حسین و یارانش اسبها را زین کرده و راهی کرمانشاه شدند. هر چند پهلوان حسین موفق به گرفتن بازوبند پهلوانی نشده بود، اما مردم کرمانشاه از او وهمراهانش استقبال شایانی کردند. پیش پای آنان گاو وگوسفند قربانی کردند. حسین برای بازگشت دوباره به تهران و بدست آوردن بازوبند پهلوانی که آرزوی گلزار بانو بود، و به او قول اش را داده بود، شروع به تمرین و قوی کردن پاهایش کرد، تا بتواند حریف 180 کیلوئی خود را از جا بکند. "

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم تیر 1390ساعت 19:30  توسط رضا گلزاری  |